|
توی دنیا دو طبقه مردم هستند؛ بچاپ و چاپیده؛ اگر نمیخواهی جزو چاپیدهها باشی، سعی کن که دیگران را بچاپی !
سواد زیادی لازم نیست، آدم را دیوانه میکنه و از زندگی عقب میاندازه!
فقط سر درس حساب و سیاق دقت بکن! چهار عمل اصلی را که یاد گرفتی، کافی است، تا بتوانی حساب پول را نگهداری و کلاه سرت نره، فهمیدی؟ حساب مهمه!
باید کاسبی یاد بگیری، با مردم طرف بشی، از من میشنوی برو بند کفش تو سینی بگذار و بفروش،خیلی بهتره تا بری کتاب جامع عباسی را یاد بگیری!
سعی کن پررو باشی، نگذار فراموش بشی، تا میتوانی عرض اندام بکن، حق خودت را بگیر!
از فحش و تحقیر و رده نترس! حرف توی هوا پخش میشه،هر وقت از این در بیرونت انداختند، از در دیگر با لبخند وارد بشو، فهمیدی؟
پررو، وقیح و بیسواد؛ چون گاهی هم باید تظاهر به حماقت کرد، تا کار بهتر درست بشه!...
نان را به نرخ روز باید خورد!
سعی کن با مقامات عالیه مربوط بشی، با هرکس و هر عقیدهای موافق باشی، تا بهتر قاپشان را بدزدی!....
عشق که اصلا حرفش را نزن،کتاب و درس و اینها دو پول نمیارزه!
خیال کن تو سر گردنه داری زندگی میکنی! اگر غفلت کردی تو را میچاپند.
فقط چند تا اصطلاح خارجی، چند کلمه قلنبه یاد بگیر، همین بسه!!
.
.
.
.
خیلی جالبه که بعد از 65 سال، هنوز هم در بر همان پاشنه می چرخد..!!!؟؟؟
پ.ن:
- حاجیآقا نوشته صادق هدایت (1945). خاک بر سر من که هیچ وقت هیچ کدومش رو بلد نبودم... !!!
-"تو مرام عشق ذات سیاست نمی گنجه ...." این جمله رو از تئاتر عشق و عالیجناب حسین پاکدل دزدیدم ... حسین پاکدل جسارتت ستودنی است تایید دکتر مصدق و و و .. این تئاتر اگر به روی صحنه آمد ببنید ... حرف های عجیبی از دنیای سیاست می گوید!!!
- به ما گفتن آرزوهاتونو روی یه کاغذ بنویسین بذارید توی کیفتون. ما هم همین کارو کردیم. دیشب یه کیف پول تازه خریدم. داشتم کیف پول قدیمی رو خالی می کردم، ته اعماقش چشمم به یه کاغذ افتاد. باز کردم دیدم آرزوهای پارسالیه.
دیدم استبداد چه طور آرزوهامو یک ساله بلعید. دیدم ایمانم چطور در عرض یک سال فنا شد. دیدم چه قدر عوض شدم. آرزوهام عوض شد...دیدم چه قدر آرزوهای بزرگ یک سال پیشم دور شدن. رفتن...مثل آدم ها...مثل فرصت ها